دستم تهی و لطف تو بی پایان

ﺍﯼ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ تو رﺍ ﺧﺪﺍ ﻭﻟﯽ ﺍَﺩْﺭِﮐْﻨﯽ

ﺑﺮ ﺗﻮ ﺯ ﻧﺒﯽ ﻧﺺّ ﺟﻠﯽ ﺍَﺩْﺭِﮐْﻨﯽ

ﺩﺳﺘﻢ ﺗﻬﯽ ﻭ ﻟﻄﻒ ﺗﻮ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻧﺴﺖ

ﯾﺎ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺮﺗﻀﯽ ﻋﻠﯽ ﺍَﺩْﺭِﮐْﻨﯽ

(ابوسعید)

/ 15 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نفس

زندگی بهم ثابت کرد، آدم ها درست مثل یه رهگذرهستند! وارد زندگیت میشن و بدون هیچ دلیلی می رن! تنها کسی همیشه بوده، هست و در کنارم خواهد ماند، خداست! خدایی که هیچ چیزی بر او کارگر نیست نه زمان نه مکان و نه حرفها و افکار نابجای دیگران و با تلنگر خطاهایم از من ناامید نمی گردد.... و همچنان این راه تا آخرین نفس ادامه خواهد داشت...

نفس

لحظه های امروز ،خاطرات فردا خواهند شد ،خوب یا بد ،از همه لحظه ها لذت ببرید ،چون هدیه زندگی ، خود زندگی است ….

نفس

غم ها ارزش جنگیدن ندارند! رهایشان کنید غم ها آنقدر خسته اند که با کمترین بی توجهی، از پای در می آیند برای شادی بغل باز کنید، و با امید زندگی کنید پس به لبخندتان اجازه دهید تا دنیایتان را تغییر دهد ولی به دنیایتان اجازه ندهید که لبخندتان را تغییر دهد

نفس

و چقــــــدر دیر می فهمیم که زندگــــــی همین روزهاییست که منتظــــر گذشتنش هســتیم…

دلارام

پشت حرف های یک مرد.... پشت نوازش ها.... سرزنش ها.... پشت تمام نگاه های معنی دارش.... پشت سکوتش.... پشت لبخند های پراز رازش.... عشقی است پنهان تر از محبت زنانه ^_^

دلارام

ممنونم از حضورتون....آپم خوشحال میشم بیایین...

دلارام

- مشروب میخوری؟؟!! -ارهـــــــ -گفتهــ بودیــــــ نمیخورم...فول داده بودی؟؟!! -گفتهــ بودیـــــ نمیریـــــ!! قول داده بودی؟؟!!

علی

ازحضورت ممنون بازم سربزن

دلارام

صـــدای قـــلب نــیست صـــدای پــــای تــوست کـه شـب ها در ســینـه ام مــی دوی کـــافی اســـت کــمی خــسته شوی کـــافی اســـت کــمی بـایـستی

دلسوختگان

زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری شعله گرمی امید تو را خواهد کشت زندگی درک همین اکنون است زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ظرف امروز پر از بودن توست شاید این خنده که امروز دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با امید است زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک به جا می ماند ...